خوب دختر جون کمتر برو مرخصی کمتر برو کلاس ! وقتی می خوای برگه مرخصی ات رو بفرستی بالا به این فکر کن که فردای روزی هم هست که می تونه یه پنجشنبه بین دو روز تعطیلی باشه و تو به علت منفی بودنه مرخصی هات دیگه روت نمیشه مرخصی بگیری!

اونوقت باید بیای بشینی تو این شرکت تقریبآ خالی و به جای خواب ناز  یه پست جدید بنویسی. البته خیلی هم بد نشدا. شاید تا یکی دو ساعت دیگه ما هم بریم.

تو این مدت که نبودم داداشیم دیسک کمرشو عمل کرد. همش درگیر بیمارستان و بیمارداری بودیم. شکر خدا الان بهتره.  خدا هیچکس رو اسیر بیماری و بیمارستان نکنه که اگه بهترین بیمارستان هم باشی بازم محیطش زجر آوره.  

/ 15 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرزو مامان آرش

سلام خوبی؟ ما الان دانشگاه کار میکنیم. یک کمی هنوز روی اقامت ایرانی ها گیر میدن ولی نشد نداره. یکی از دوستامون اخیراً با ثبت شرکت تو ابوظبی اقامت گرفتند. [چشمک]

مهدیه

سلام دوست جون.. من برگشتم..

سارا

مرسی که ماه من یادت مونده[نیشخند][ماچ][بغل]

جودی

می بینم که تو دیگه دست منو از پشت بستی در پست نوشتن.[دست]

سارا

سمیه جونم مرسی برای تسلیت[گل][گل] خدا ایشالا برای هیچ کس نیاره...

رویای فردا

سلام وبلاگت جالبه دوست داشتی به منم سر بن[لبخند]

سمیه(ستاره طلایی)

آخ که چه حال بدیه وقتی همه در مرخصی هستند بیای اداره... ایشالا حال داداشی خوب خوب بشه...[گل]

مرمر

من دوباره تغییر هویت دادم. بابا تو چرا خبری ازت نیست؟[تعجب]

خانم خونه

سلام . شما کجا دعوت بودین ؟ نکنه یه جا دعوت بودیم هان ؟ ما تالار اتریش دعوت بودیم